❤ ❤دختـــــــــــــــــــــری از دیــــــــــــار بخـتـــیــــــــــــــــــاری❤ ❤

«از زندگی هر آن‌چه لیاقتش را داریم به ما می‌رسد، نه آن‌چه آرزویش را داریم»

هر سلامی را خداحافظی در پی است



هر سلامی را خداحافظی در پی است و 

 

هر شروعی را پایانی ...


دوسالپیش نوشتن در این وب را آغاز کردم ....


هر نوشته ام مخاطبی داشت و


هر روز مینوشتم به این امید که مخاطب نوشته هایم و یا دوستانم


دلتنگی هایم را بخوانند و حال و روزم را بدانند ....


گاهی نوشتم تا شادی ام را قسمت کنم


گاهی نوشتم تا همدردی بیابم برای غصه هایم


گاهی نوشتم برای ثبت عقایدم


گاهی نوشتم برای خوانده شدن


گاهی برای شنیده شدن !!!


گاهی برای دیده شدن!!!


گاهی برای خالی شدن !


گاهی نوشتم که یادم نرود هنوز نفس میکشم!


گاهی نوشتم که فراموش نکنم شیوه ی نگارش را !


گاهی کپی کردم تا نقض کنم قانون کپی پیست را !


تا بگویم وقتی من و تو احساسمان مشترک است و


این وجه اشتراک را جمله ای زیبا به تصویر میکشد


یعنی من و تو در بک لحظه ما شده ایم !


پس دیگر کپی کردن و کپی شدن معنایی ندارد !


گاهی نوشتم برای خاص ترین مخاطب های دنیایم !


کسانی که حتی نفهمیدند و بعد ازین هم نخواهند فهمید


که چقدر برایم خاص بودند !!!


گاهی فقط نوشتم تا دیگران بگویند چقدر زیباست !!!


گاهی پنهان کردم بغض های شبانه ام را


لا به لای تک تک کلماتی که نوشته شد ...


گاهی دقیقه ها را گذراندم تا زندگی ام را در


یک جمله خلاصه کنم و آن را در این وبلاگ


به ثبت برسانم اما کاش کسی بود که می فهمید ...

 

در این دنیای مجازی مینوشتم تا از حقیقت های آزار دهنده ی دنیای واقعی دور باشم


اما گاهی مجبور شدم در این فضای مجازی هم تظاهر کنم !


تظاهر به خوب بودن


به شاد بودن


به آرام بودن


گاهی تظاهر کردم تا دل دوستانم آرام باشد ...


گاهی در میان نوشته هایم خدا را گم میکردم و


چقدر پریشان و کلافه بودم !


و گاهی که با یاد او بودم این وبلاگ


چقدر پر بود از انرژی های مثبت !!!


گاهی نوشتم برای خودم ...!


گاهی نوشتم برای تو !!!


گاهی نوشتم برای جاودانه ماندن خاطراتم !


وبلاگ عزیزم اینک تو جاودانه خواهی ماند !


تو یادگاری از دوسال از بهترین روزهای عمر من هستی!


یادگاری دوران نوجوانی ام !


یادگاری روزهایی که گذراندم و از دنیای بچگانه فاصله گرفتم و


کمی ... فقط کمی بزرگ شدم !


و چقدر شیرین بود این بزرگ شدنم ...!!!


وبلاگ عزیزم لحظه هایم را درکنارت سپری کردم !!!


تو قسمتی از زندگی مرا همراه خودت داری !!!


اشک ها و لبخندها ...


دلتنگی ها و شادی هایم را ...


اما هر سلامی را خداحافظی در پی است و


هر شروعی را پایانی ...


یک روز با تو شروع کردم ...


و امروز با تو تمام میکنم !!!


کوچ خواهم کرد به خانه ای جدید


به وبلاگی که هیچکس آن جا مرا نشناسد ...


به جایی میروم که به راحتی بتوانم احساسم را بنویسم

 

بدون اینکه نیاز به کپی پیست کردن جملات دیگران داشته باشم!


جایی که بی پرده بنویسم !


جایی که نیاز نباشد حتی "گاهی" در آن تظاهر کرد!


جایی که کسی نگران آرامش من نخواهد بود ...!


میروم جایی که فقط خدا نوشته هایم را بخواند !!!


خواننده ی همیشگی حرف های دلم !!!


میروم شاید این بار آرامش یافتم !!!


خداحافظ وبلاگ دوست داشتنی ام


خداحافظ یادگار روزهای سادگی ام


خداحافظ دوستان عزیزتر از جانم


خداحافظ همراهان مجازی ام


خداحافظ آشنایان حقیقی ام


خداحافظ دنیای زیبای من !


خداحافظ دیده شدن ها !


خداحافظ شنیده شدن ها !


و خداحافظ خوانده شدن ها !!


من کوچ خواهم کرد به دنیای مبهم و پر از سکوتم !!


من میروم به درونم خودم!


سفر خواهم کرد تا خدا را در آغوش بگیرم!


من به آسمان هفتم و


به آرامشی زیبا خواهم رسید ...


مرا عهدیست با جانان ....


سفری خواهم کرد ...

 




برچسب ها:دل کندن اگر آسان بود...فرهاد ب جای بیستون دل میکند، یه مدت طولانی آپ ندارم،
[ شنبه 2 اردیبهشت 1396 ] [ 07:10 ب.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

سر سطر بنویس.......؟؟؟

سر سطر بنویس.......؟؟؟

جوانها در زندان ....!!

دختران حامله ،........!!

مادران دق مرگ ........!!

پدران سگ دو برای نان......!!

بنویس.........؟؟؟

بابا نای، نان دادن ندارد، بابا کار ندارد...!

بابا سهمی برای استخدام ندارد...!

بنویس .......؟؟؟

آن بچه سرطان دارد....!

هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است،

خانه ی آنها پایین شهر است ،

اشک چشمهای مادرش مروارید دارد ،

بنویس......؟؟

تلاش ما بی ثمر است !

صاحب خانه بابا را جواب کرد...!


حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود ، اما...؟

بابای من پول قبض آب و برق را ندارد.!

بنویس......؟؟؟

نماز قضا دارد....... اما سفره ما غذا ندارد...!

بنویس......؟؟

اهل محل برای ساختن مسجد پول جمع میکنند اما ...،

سقف خانه ما چکه میکند....!

بنویس.......؟؟؟

پسر همسایه ما از گرسنگی "مرد" ...!


اما در مجلس ختمش گوسفند سر بریدند..!
بنویس......؟؟؟

در سرزمین من همه..؟؟

یا سنگ میفروشند ...!

یا سنگ میزنند ....!

یا سنگ می اندازند ...!

یا سنگ دل اند ...!

بنویس.......؟؟

مادران داغ دارن !

پدران بیمار !

بنویس ......!!

پدر "60"ساله ام نگهبان ویلای اقازاده "20" ساله شده است ،

جوان هایمان از سر نیاز ادعای عاشقی می کنند !

دختر هایمان از نداری خود را الوده هوس نامردان می کنند !

بنویس در سرزمین من اگر از حق خود دفاع کنی اعدام میشوی !

بنویس.زندگیمان چه سخت چه آسان ولی به اجبار می گذرد !

برگه ها بالا............،


[ جمعه 1 اردیبهشت 1396 ] [ 11:20 ب.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

بگذارید آدم ها....

بگذارید آدم ها....

هرچقد دلشان میخواهند...

بچگی کنند....

آنقدر آن چشم هایتان را چپ نکنید...

تا به زور به آن ها بفهمانید...

که بزرگ شده اید....

بگذارید :

توی خیابان بلند بلند بخندند...

وسط خیابان آبنبات چوپی دست بگیرند ...

اصلا دلشان میخواهد ..

یک کمد عروسک داشته باشند...

شما مسئول یاد آوری بزرگ شدن این و آن نیستید....

آدم از یک جایی به بعد ...

خودش میفهمد که بزرگ شده است...

آن جا که میخواهد...

تمام این کار ها را بکند...

اما .....

وقتش را ندارد ...


برچسب ها:آدم از یک جایی به بعد، فقط تماشا میکند .........، از یک جایی به بعد، حال آدم خوب نمی شود.،
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

سهراب سپهری...

Image result for ‫چه طلوعی، جانم .... باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی را دیدم آرزوهایم را بدهم تا برساند به خدا ... سهراب سپهری‬‎


سهراب سپهری...

چه هوایی ،

چه طلوعی ،

جانم ....

باید امروز حواسم باشد

که اگر قاصدکی را دیدم ،

آرزوهایم را

بدهم تا برساند به خدا ،

به خدایی که خودم میدانم ،

نه خدایی که برایم از خشم ،

نه خدایی که برایم از قهر،

نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند .....

به خدایی که خودم میدانم ،

به خدایی که دلش پروانه است ،

و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید،

و به باران گفته است باغها تشنه شدند ،

و حواسش حتی

به دل نازک شب بو هم هست،

که مبادا که ترک بردارد ،

به خدایی که خودم میدانم

چه خدایی

جانم...


برچسب ها:“کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند، به نام بغض….”، گاهی وقتا یه حرفایی از کسانیکه دوسشون داری میشنوی که...، وقتی دلمان میگیرد توان لحظه هاییست که دل میبندیم، راض ایقد اعصابم خورده لطفا هیییییییچی نگو،
[ جمعه 1 اردیبهشت 1396 ] [ 01:12 ب.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

تولدت مبارک

نتیجه تصویری برای تولدت مبارک

تولدت مبارک دوستم

نتیجه تصویری برای تولدت مبارک


امیدوارم موفق و خوشبخت باشی



[ جمعه 1 اردیبهشت 1396 ] [ 01:26 ق.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

شب جمعه است، هوایت نکنم میمیرم...

نتیجه تصویری برای شب جمعه است هوایت نكنم میمیرم


شب جمعه است، هوایت نکنم میمیرم...


یادی از صحن و سرایت نکنم، میمیرم


ناله و شکوه حرام است بر عشاق، ولی


از فراق تو شکایت نکنم، میمیرم


دوریت درد من و نام تو درمان من است


تا خود صبح صدایت نکنم، میمیرم


به دعا کردن تو نوکر این خانه شدم


هر سحر شکر دعایت نکنم، میمیرم


وضع من را به خدا روضه تو سامان داد


من اگر گریه برایت نکنم، میمیرم


جان ناقابل من کاش فدای تو شود


اگر این جان به فدایت نکنم، میمیرم!


شعرهایم همگی درد فراق است...ببخش


صحبت از کرب و بلایت نکنم، میمیرم...


اللهم ارزقنا زیارة الحسین علیه السلام



برچسب ها:اقا مارو هم حاجت روا کن،
[ پنجشنبه 31 فروردین 1396 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

دخترانه سرزمینم

همیشه فکر میکردم فقط من تنهام

فقط من درک نمیشم

فقط من شاد نیستم

تو خیابون دخترای خندون،شاد،یکی با دوستش،یکی با خواهرش اون یکی با دوسپسرش...

اما تو دلشون چیه!میدونی؟

کافیه واژه *دختر* رو  تو گوگل سرچ کنی

میبینی!

همه دخترای سرزمین من تنهان

هیچ کدوم درک نشدن

هیچ کدوم حرف نزدن

همشون غمگینن

خندون تراشون غمگین ترن
اونا بالشتشون خیسه

بیخیال تراشون فکرشون بیشتره

اینا دفتراشون خط خطیه

پر جنب و جوش تراشون خسته ترن

اینا شلخته ترن

مهربون تراشون بیشتر نامهربونی دیدن!

اینا بیشتر میترسن

همه میریزن تو خودشون

اما چون جنسمون ظریفه

به قول مردا ضعیفه ایم

به همین خاطر صبرمونم حدی داره

از یه جا به بعد نه مهربونیم

نه شادیم

نه بشّاشیم

نه بیخیال

نه خندون

اون موقس که دیگه چیزی به اسم دختر تو وجودمون نمیمونه

فقط یه مرده متحرک

همه دخترای وطن من اینجورین

ما مرده های متحرک این سرزمینیم!

همه مثل هم!!

***************************

نتیجه تصویری برای کاش هیچوقت تصورات خوبی

کاش هیچوقت


تصورات خوبی که


نسبت به کسی داریم


خراب نشه،


هیچوقت


 پ ن :چون اون موقعس که حس پوچی و نابودی میکنی



[ پنجشنبه 31 فروردین 1396 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

سکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوت

ﺑﻌﻀــــﮯ ﻭﻗﺘــــﺎ ﺳڪـــﻮﺗـــــ ﻣﯿڪﻨــﮯ

 ﭼﻮטּ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺭﻧﺠﯿﺪﮮ ڪــﮧ ﻧﻤــﮯ ﺧﻮﺍﮮ ﺣﺮﻓـﮯ ﺑﺰﻧـﮯ . . .

ﺑﻌﻀــــﮯ ﻭﻗﺘــــﺎ ﺳڪـــﻮﺗـــــ ﻣﯿڪ ﻧــﮯ

ﭼﻮטּ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺣﺮﻓـﮯ ﻭﺍﺳــﮧ ﮔﻔﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﮮ  . . .

ﮔﺎﻩ ﺳڪـــﻮﺗـــــ ﯾــﮧ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿــﮧ . . .

ﮔــﺎﻫــﮯ ﻩ ﻡ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ . . .   ﺍ

ﻣﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻭﻗﺘــــﺎ ﺳڪـــﻮﺗـــــ

ﻭﺍﺳــﮧ ﺍﯾﻨــﮧ ڪﮧ   ﻫﯿﭻ ڪﻠﻤــﮧ ﺍﮮ ﻧﻤـﮯ ﺗﻮﻧــﮧ ﻏﻤـﮯ ﺭﻭ ڪــﮧ ﺗﻮ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﺍﺭﮮ ،

 ﺗﻮﺻﯿﻔـــ ڪﻨــﮧ!


برچسب ها:من از نماز به این نکته اش رسیدم که سلام وقت خداحافظی چه دلگیر است ...،
[ پنجشنبه 31 فروردین 1396 ] [ 08:16 ق.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من




دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من                       گر از قفس گریزم کجا روم کجا من

کجا روم که راهی به گلشنی ندانم                            که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من


نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل               چو تخته پاره بر موج رها رها رها من


ز من هرانکه او دور چو دل به سینه نزدیک             به من هرانکه نزدیک ازو جدا جدا من


نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی                    که تر کنم گلویی به یاد آشنا من


ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟                       که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟


ستاره ها نهفتم در آسمان ابری                            دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من


**************************


شکستم


آنقدر آهسته، که صدای شکستنم کسی را آزار ندهد


صدای شکستنم را قلم و کاغذ شنیدند


صدای شکستنم را خدا شنید و


سکوت جواب داد...


خیالت راحت!


از درون شکستم...


گفتم که


صدای شکسستنم را هیچکس نفهمید...




برچسب ها:واقعااگه این اشکانبودن چیکارمیکردیم؟، خدایاشکرت که بفکردلمونم بودی، “کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند، به نام بغض….”، من از نماز به این نکته اش رسیدم که سلام وقت خداحافظی چه دلگیر است ...،
[ چهارشنبه 30 فروردین 1396 ] [ 10:04 ب.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

ﮔﺎﻫﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ

ﮔﺎﻫﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ

ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﺎ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﺵ

ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!

ﮔﺎﻫﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺧﺮﺍﺑﺶ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!


ﮔﺎﻫﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﺍﻣﺎ ﻣﺤﻮ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ


ﻫﺎﻣﻮﻥ ﻣﯿﺸﯿﻢ!


ﮔﺎﻫﯽ ﺣﺎﻟﻤﻮﻥ ﺧﻮﺑﻪ،ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺮﺍﺑﺶ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!


ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺨﺸﯿﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺍﺩﺍﻣﺶ ﻣﯿﺪﯾﻢ!


ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻧﺼﺮﺍﻑ ﺩﺍﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﺩﯾﻢ!


ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ... ﮔﺎﻫﯽ ... ﮔﺎﻫﯽ ...


ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﯿﻢ

ﯾﺎ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﯾﻢ


ﺑﺪﻭﻧﯿﻢ

ﮐﺎﺵ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ، ﺗﺼﻤﯿﻤﺎﺗﻤﻮﻥ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ


ﮔﺎﻫﯽ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮﻥ ﺑﺎﺷﯿﻢ...
 

 


[ چهارشنبه 30 فروردین 1396 ] [ 04:11 ب.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

مَن از نَســــل لِـــــیلی ام...



نتیجه تصویری برای دختر موهایش

مَن از نَســــل لِـــــیلی ام...


مَن از جِنـــس شــــیرینَم...


مَن دُخــــــترم...


با تمام حساســـیت های دُخترانه ام...


با تَلنگری بارانـــی میشوم...


با جُـــــمله ای رام میشوم...


با کَلـــمه ای عــــــاشق میشوم...


با پُــــــشت کردنی ویــــــران میشوم...


به راحَتی وابَــــــسته میشوم...


با پیــــــروزی به اُوج میرسم...


هنوز هم با عروسَـــــــکهایم حَرف میزنَم...


هنوزم هَم برایِشان لـــالـــایی میخوانَم...


من دُخـــــترم...


پُر از راز...


هرگز مرا نَخواهی دانِــــست...


هرگز سَرچِشــمه اَشکــــــهایم را نمی یابی...


هرگز مرا نِمیفَــــهمی...


مَگر از نَـــــــسلم باشی...


مَگر از جِنــــسم باشی...


برچسب ها:چشم هایم عجیب غم دارند، این روزها ایه های قران ارامش بخش منه،
[ چهارشنبه 30 فروردین 1396 ] [ 10:29 ق.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

قلمــــت را بردار

قلمــــت را بردار



بنویس از همـــه خوبی‌ها



زندگــــی، عشــــــق، امیــد



و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست

گل مریــــم، گــــل رز



بنویس از دل یک عاشق بی‌تاب وصال

از تمنــــــا بنویــــس



از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود

از غروبـــــی بنویس



که چو یاقوت و شقـــــایق سرخ است

بنــــویس از لبـــــخند

از نگاهـــــــی بنویـــــس

کـــــه پــــــر از عشــــــــق





به هر جای جهـــــــان می‌نگرد



قلمــــــت را بردار



روی کاغــــــذ بنویس



زندگی با همـــه تلخی‌ها



باز هــــم شیـــــرین اســـت


برچسب ها:بنویس از همـــه خوبی‌ها، بنــــویس از لبـــــخند، از غروبـــــی بنویس، دلم میخاد این روزا تموم شه هرچه زوووودتر، حیف فریاد مرا بغض ب یغمآ برده، ک بغل حرف ولی محض نگفتن دارم،
[ سه شنبه 29 فروردین 1396 ] [ 11:11 ب.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

دوست عجب امنیت خوبی ست …

دوست عجب امنیت خوبی ست …


میتوانی با او خودِ خودت باشی …


میتوانی دردهایت را …


هرچندناچیز …


هرچند گران …


بی خجالت با او در میان بگذاری …!


از حماقت هایت بگویی …


دوست انتخاب آزاد توست،اختیار توست …!


نامش را در شناسنامه ات نمی نویسند …!


نامت را در شناسنامه اش نمی نویسند …!


دوست عرف نیست …


عادت نیست …


معذوریت نیست …


دوست از هر نسبتی مبراست …!


دوست سایبان دلچسبی ست ،


تا خستگی ات را با او به فراموشی بسپاری …!


به سلامتی همه دوستهای خوب . . .

 

رفــــیــــق…


مـبـادا “گـرفـتـه” بـاشـی;


کــه شـهـری را بـه نـمـاز آیـــات وا مــیــدارم . . .


(ترانـــــــــــــــــــــــــــــــــه جـــــــــــــــــــــونم )


****************************



خــدایا ؟


کــمــی بــیـا جــلــوتــــر


مــی خــواهـــم در گوشــت چــیــزی بــگــویم


ایـن یـک اعــتـراف اســت


مــن


بــی او


دوام نــمی آورم



برچسب ها:دلم تنگه خداا، کمکم کن یا حق، هووف لعنت ب این هوای گرفته، لعنت ب بغض های مونده، اهنگمم قشنگه گوش بدین، اهنگ لیلا فقط اینو بخونه هم تاثیر گذاره گوش بدین، وقت کنم هر روز اهنگ وبلاگمو تغییر میدم،
[ سه شنبه 29 فروردین 1396 ] [ 03:17 ب.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

دلت که میگیرد

دلت كه میگیرد

دست بكش از تمام آدم ها

از تمام بودها نبودها

خوبی ها و بدی ها

اصلا دنیارا هل بده

 باتمام نیرویت كه به یك كنار برود

و خودت تكیه بده به آن

 و پایت را روی پای دیگرت بگذار و موهایت را...

راستی موهایت بگذار ك باز بماند

تا از همیشه زیباتر بشوی

تا كی میخواهی با بی حوصلگی بپیچیشان دور سرت

دلت كه میگیرد بگذارهوا ابری بشود

 و چه خوب كه نم نم باران هم ببارد

 حالا چه از آسمان چه از چشم هایت ...

 بنشین كنار دلت و با دقت به صدایش گوش بده

 این ضربان كلی حرف ها دارد

 خودت بنشین پای دردودلش....

خودت برای خودت باش

عزیزمن

فردا كه بشود میبنی دنیا مسخره تر از آن است

كه این همه جدی باشی

كه این همه درگیره آدم هایش باشی

رفاقت ها را جدی نگیر آدم ها می آیند

كه بروند

نگذار دلت بگیرد نگذار دلت بشكند


[ دوشنبه 28 فروردین 1396 ] [ 06:25 ب.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

میروم ...


به من قول بده ...

در تمامی سال هایی که باقی مانده ...

تا ابد ...

مواظب خودت باشی ...

دیگر نیستم که یاد آوری ات کنم ...

میروم ...

نه اینکه دوستت نداشته باشم ...

نه ...

بین خودمان بماند ...

از اضافی بودن خسته ام ...



[ یکشنبه 27 فروردین 1396 ] [ 11:04 ق.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 22 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]