❤ ❤دختـــــــــــــــــــــری از دیــــــــــــار بخـتـــیــــــــــــــــــاری❤ ❤

زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .

چهارشنبه سوووووووووری

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان

آتشی بی‌افروزیم کینه‌ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش

و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم


نتیجه تصویری برای متن چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش

اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد!

ستاد روانی شدگان چهارشنبه آخر سال!

تصویر مرتبط


بچه‌ها امسال چهارشنبه‌سوری افتاده چهارشنبه

پارسالم چهارشنبه بود

احتمالا سال دیگم باز چهارشنبست!

عجببببب! چرا زودتر نفهمیده بودم؟!


نتیجه تصویری برای متن چهارشنبه سوری


سلااااااااااااام

چهارشنبه سوری همتون مباااارک

امیدوارم سالی پر از شادی وموفقیت و صدالبته سلامتی برا همه ایرونیای عزیزمون باشه

مارو هم دعا کنین

و امیدوارم سال خیلی خوبی برامون رقم بخوره

برای همه ارزوهای قشنگ دارم

پارسال چهارشنبه سوری مشهد بودم هـی یادش بخیر


[ سه شنبه 24 اسفند 1395 ] [ 05:31 ب.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

امسال...


امسال هم دارد نفس های آخرش را میزند...

بعضی هایمان پارسال همین روزها جزو خوشبخت ترین آدمها بودیم و حالا ...

و برعکس

بعضی هایمان پارسال همین موقع،

شاید در رویاهایمان هم تصور این همه احساس خوب که اکنون داریم را نمی کردیم ...

و زندگی همین است ...

یک نمودار سینوسی از احساس خوشبختی در ما ...

چه بسا که سال دیگر این موقع ما این سالی که در راه است را بهترین سال زندگیمان بنامیم ...

#مسلم_علادی

________________________________

پی نوشت:

علاوه بر اخر سال ،اخرین سال تحصیلی ما هم بود

وامروز اخررین روز دانش اموزیمون بود

4سال بهترین روزای مدرسمون بود و خاطرات بی شمار


و روز اخرم که دیگه نهایت خندیدن بود وصدالبته رقصیدن

خیلییییییییییی خوش گذشت تا 3شب بیدار بودن

امروزم زیربارون با اقای کریمی عکس گرفتن

من که ازهمین الان دلم برا بچه ها وکلاسمون خیییییلی تنگ میشه

و خندیدنای سر کلاس معلماروسرکار گذاشتن

هووووف خدا کاش هیچوقت ازهم جدا نمیشدیم

خیلی خیلی حس بدی دارم






اینم کیکمون


[ دوشنبه 23 اسفند 1395 ] [ 05:52 ب.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

دل ادم ...

دل آدم ...

چه گرم می شود گاهی ساده... به یک دلخوشی کوچک...

به یک احوالپرسی ساده...

به یک دلداری کوتاه ...

به یک "تکان سر"...یعنی...تو را می فهمم...

... به یک گوش دادن خالی ...بدون داوری

به یک همراهی شدن کوچک ...

به حتی یک همراهی کردن ممتد آرام ...

به یک پرسش :"روزگارت چگونه است ؟"

به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان دم نوش زعفرون

... به یک وقت گذاشتن برای تو...

به شنیدن یک "من کنارت هستم "...

به یک هدیه ی بی مناسبت ...

به یک" دوستت دارم "بی دلیل ...


به یک غافلگیری :به یک خوشحال کردن کوچک ...

به یک نگاه ...

به یک شاخه گل...

دل آدم گاهی ...چه شاد است ...

به یک فهمیده شدن ...درست


به لبخند

به یک سلام

به یک تعریف به یک تایید به یک تبریک ...


برچسب ها:دلم تنگه، سکـــــــــــــوتـــــــــــــــ، هیچی خوشحالم نمیکنه، قلبی ازسنگ، بی روح وبی احساس،
[ پنجشنبه 19 اسفند 1395 ] [ 09:45 ب.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

خنده

جک


تاحالا دقت کردین

این پسرایی که تو مهمونیا دارن کباب باد میزنن،

وقتی ازشــون تشکر میکنی…
.
.
.
.
.
جوگیر میشن، تندتر باد میزنن؟


**************


تاحالادقت کردین؟

آقاهه یه اشتباه میکنه. …

خانمه سرش داد میزنه….

آقاهه معذرت خواهی میکنه…

.

.

.

خانمه یه اشتباهی میکنه….

آقاهه سرش داد میزنه. .

بعد خانمه میزنه زیر گریه. ..

بازم آقاهه معذرت خواهی میکنه. …!

آقــایون خداقوت

****************

مورد داشتیم زن و شوهره دعواشون شده

و زنه میخواسته قهر کنه

بره خونه باباش،

بعدش یادش افتاده

خونه باباش وای فای نداره!!


هیچی دیگه
شام قرمه سبزی پخته

و الانم کلی خوشبختن.

اونوقت میگن
تکنولوژی گند زده به زندگی!!!


جوک





[ پنجشنبه 19 اسفند 1395 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

خسته ام.......

خسته ام

 از بی وفایی ها از قلب های سنگی

 از سلام و احوالپرسی های سرد و اجباری..ا

ز ریاها و دورنگی ها و از لبخندهای مصنوعی

که آشکارا پشت آن نفرتی پنهان شده

و دلتنگ برای یک احوالپرسی گرم و صمیمانه

و یک نگاه پر از مهر و محبت،

یک قلب بی کینه و یک دوستی صادقانه و بدون هیچ بهانه..

.گاهی دلم از آدم ها می گیرد

وقتی که یادشان می رود شاید فردایی نباشد ب

رای مهربان بودن و تلافی کردن...

گاهی دلم برای شنیدن یک حرف پر از عاطفه تنگ می شود...

من برای شنیدن دوستت دارم بی تاب نیستم...

دلم دو کلمه حرف ساده می خواهد مثل؛

دلتنگ نباش،فردا آغازی دیگر است.


[ پنجشنبه 19 اسفند 1395 ] [ 07:12 ق.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

اقا جان دلم بد جور هوای حرمت ررا دارد

نتیجه تصویری برای دلم هوای امام رضارو کرده

امام  رضا (ع)،بخدا دلم خیلی هوا تو کرده، بـد جور دل شکسته ام


نتیجه تصویری برای دلم هوای امام رضارو کرده


زائری بارانیم آقا به دادم میرسی بی پناهم خسته ام تنها به دادم میرسی؟


گرچه آهو نیستم اما پراز دلتنگیم ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی؟


از كبوترها كه می پزسم نشانم می دهند گنبدو گلدسته هایت را به دادم میرسی؟


من دخیل التماس را به چشمت بسته ام هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی؟



نتیجه تصویری برای دلم هوای امام رضارو کرده

وقت وداع اینجا ضریحت را همیشه

شش گوشه میبینم دو چشمم تر كه باشد…
.
.
حرم لبریز زائرها

مسافرها

مجاورها

گروهی آذری ها و گروهی از شمالی ها

یکی از پای قالی و یکی از بین شالی ها

و حالا هرکدام آرام

زبان واکرده در این ازدحام، آرام:

ببین این دست پینه بسته را آقا

ببین این شانه های خسته را آقا

به بیخوابی دوچشم خویش را مجبور کردم من

به زحمت پول مشهد آمدن را جوور کردم من

نشستم تا بگیرم دامن ایوان طلایی را

به سمتت باز کردم دست خالی گدایی را

یکی درد دلش را با امام مهربان می گفت

یکی بالای گلدسته اذان میگفت

صدا پیچید در صحن و حرم گویا در و دیوار با انصاریان میگفت:

“اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی…


یکی بغض میان آه را میگفت

یکی هم خستگی راه را میگفت

جوان زائری در گریه هایش “آمدم ای شاااه” را میگفت

خلاصه عده ای اینجا و خیلی ها ز راه دور

دلگیر حرم هستند

همانهایی که جا ماندند و حالا پای تصویر حرم هستند…
.

نتیجه تصویری برای عکس نوشته های امام رضا


من پارسال هین روزا این سعادتو داشتم ونماز مغربو عشارو زیر بارون


توی حرم اقا امام رضا خوندم




برچسب ها:امام رضا خیلی دلم هواتو کرده، دلیل بی حوصلگیام ........، بازم بطلب بیام پابوست، بیشترازهمیشه دلتنگتم،
[ چهارشنبه 18 اسفند 1395 ] [ 03:47 ب.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

دلت خون است آقا ... می دانم اما ...!

قهر کرده اید انگار ؟ درست نمیگویم؟


حاجی دیگر نمیخندی ...!


چه شده آن لبخندهای دائمت؟

حاجی آنطور درخودت رفته ای دلم غصه اش میشود ...


سرت را بالا بگیر...

به چه می اندیشی؟

از چه دلگیری؟ ...




راستی حاجی ! قبلا ها یه عده ای میگفتند

شماها رفتید بجنگید که چه بشود؟

خودتان خواستید ،خودتان هم شهید شدید

آن وقتها جبهه میگرفتم و جوابشان را میدادم.

حالا خودمانیم حاجی،

بینی و بین الله رفتی که چه بشود؟

رفتی که آزادی داشته باشیم؟

رفتی که عده ای مانتوهایشان روز به روز تنگ تر

و روسری هایشان روز به روز کوچکتر شود؟

رفتی که ماه محرمی هم پارتی بگیرند

و جشن های آنچنانی؟

رفتی که عده ای دختر و پسر به هم که میرسند

دست بدهند و اگر ندهند به هم بگویند عقب مانده ؟

حاجی جان ؛

جای پلاکت را این روزها زنجیرهای قطور گرفته !

جای شلوار خاکی ات را شلوارهای پاره پوره

و چاک چاک گرفته (که به زور پایشان نگهش میدارند)!


نتیجه تصویری برای شلوار زانو پاره مردانه

جای پیراهن ساده ی "مردانه ات" را

تی شرت های مارک دار گرفته

(بعضا آب رفته اند) !

پسرانمان زیر ابرو بر میدارند !

دخترمان ابرو تیغ میزنند !

اوضاعی شده دیدنی ... پارکها ، سینماها ،

پاساژها شده اند سالن مد ! و البته دوست یابی!

حاجی تو رفتی که خودت را پیدا کنی و خدایت را

اینها مانده اند و دارند خودشان را گم میکنند !

حاجی ؛ گلوله دست شما را زخم انداخت

و بعدها برد ، اینجا خودشان بر سر و صورت و

دست و بازویشان زخم و نقش می اندازند که

زیبا شوند ... !!!
اینجا به کسی بگویی :

خواهرم ... هنوز بقیه حرف را نگفته شاکی میشود

که چرا شما بسیجی ها نمیگذارید راحت باشیم؟

ما آزادی میخواهیم ...چرا شماها نمیفهمید؟

اینجا اگر ماه رمضان به بعضیها گفتی ماه رمضان است،

حرمت نگه دارید.

تو را میکشند...به همین سادگی

اگر گفتی آقا مزاحم ناموس مردم نشو ،

تو را میکشند و کمترینش اینست که چشمت را کور کنند...

به همین سادگی

داغ بر دلم مانده ...

و من مات و مبهوت از این همه شجاعت

که تو لا اقل از ما انتظارش را داری و نداریمش !

اینجا پسری با تیپ آنچنانی هرچقدر هم که بی احترامی کند

به غیر و سر وصدا کند ،همه میخندند و میگویند چه بانمک !

اما پسری مذهبی که با صدای بلند صلوات بفرستد

بعد از نماز جماعت : بعضیها میگویند:

زهرمار ! داد نزن سرمون رفت !!!

دختری با مانتوی کوتاه و تنگ و آستینهای بالا زده شده

با قر و غمیش راه برود همه میگویند چه باکلاس!

اما دختری چادری که بخواهد از کنارشان رد شود میگویند :

صلواااااات : اللهم صل علی محمد و آل محمد

اینجا به خیلی چیزهایی که اعتقاد تو بود میخندند !

به ریش میخندند ...به چادر میخندند ... به لباس پیغمبر میخندند ...

راستی فرمانده ... این کتاب صورت هم عالمی دارد !

"فیس بوک" را میگویم





شرف و ناموس و اعتقاد بعضا پر !

عکسهایی در این فیس بوک از خود و خانوادشان میگذارند

 که آدم شرمش میشود نگاه کند

شما میگفتی "یاعلی" و زندگی میساختی

اینها عکس میگذارند ...خاطر خواه میشوند ...

زندگی شروع میشود آن هم با یک "لایک" ...

فردا هم طلاق!عجب پروسه ای!!!

این هم به نام آزادی !!! ...

این نظام را اعتقاد نگاه داشته...

به تو میگویند آزادی نداری ... راحت باش ...

زندگی کن!!! که دست از اعتقادت برداری

ما میگوییم بندگی کن و خوب زندگی کن ...

آنها میگویند زندگی کن ،آزاد باش ...

(هرزه بودن هنر است !)

خلاصه حاجی

جای ارزشها عوض شده ...دعایمان کن.

به خودم میگویم: به دلم :

بسوز ...آتش بگیر...

آتش بگیر تا که بفهمی چه میکشم

رنگ ها عوض شده ... حاجی دریاب ...

یا صاحب الزمان :

دلت خون است آقا ... می دانم اما ...!


برچسب ها:بخونیدقشنگه وجای تاسف داره،
[ چهارشنبه 18 اسفند 1395 ] [ 07:35 ق.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

حرمت

حـرمــــت هـا کـه شـکـسـته شـد


مـسـیح هـم کـه بـاشـی،


نمـیتـوانـی دل شـکـسـته را احـیـا کـنـی...


آنـچـه در دسـتـت بـود،


امـانتـی پـنـهـان بـود کـه حـراج شـد،


آنچـه نـبـایـد بـگـویی گـفـته شـد


فـاجـعـــه را یـک عـذر خـواهی درسـت نمیـکند!


حرف، حـرف ویـران کـردن دل اسـت ،


نـه دیـواری خـراب کنـی و از نـو بـسازی!



" دلـی کـه ویـران کـردی ، قـصـری بـود کـه خـودت سـاکن آن بـودی"


راسـتی حـالا که خـود را بی خـانه کـردی،


بـا آوارگـی ات چـه میـکـنی؟


لابـد بـه خـرابـه های جـا مـانده از دیـگران پـناه میـبری...


[ دوشنبه 16 اسفند 1395 ] [ 10:17 ب.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

سهراب سپهری!!!!!

می دونی!سهراب سپهری میگه:

زندگی خالی نیست...

سیب است.مهربانی است.تا شقایق است زندگی باید کرد.

اما من میگم:

زندگی خالی شد

زمانی که انسانیت به فراموشی سپرده شد...

سیب ها دیگر عطر و بویی ندارند

مهربانی به کام مرگ کشیده شد

زمانی که کودکی از شدت سرما و گرسنگی جان داد...

سالهاست شقایق ها پرپر شده اند

و

سال هاست که زندگی در سیاهی شب محو شده است..


[ دوشنبه 16 اسفند 1395 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

روزهای پایانی ساله...

روزهای پایانی ساله...


یادمون باشه


دل تکونی

از خونه تکونی مهمتره…❤️



دلتو بتکون از هرچی که تو این یک سال

یادش دلتو به درد آورد

از خاطره هایی که گریه هاش بیشتر

از خنده هاش بود

از نفهمیدنِ اونایی که همیشه فهمیدیشون

دلتو بتکون از کوتاهی هایِ خودت

دلتو بتکون..یه نفسِ عمیق بکش

سلام بده به بهار

به اتفاقایِ خوب

به خودت قول بده تو سالِ جدید

بیشتر دوست داشته باشی

بیشتر باشی

بیشتر بخندی

بیشتر خودتو تو آینه نگاه کنی و لبخند بزنی و بگی:

تو فوق العاده ی !


خوبه بدونیم داشتن دل بزرگ، "هنره"

و بیایید دلمون رو بزرگ کنیم…!


[ یکشنبه 15 اسفند 1395 ] [ 10:01 ب.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

دلم برای خودم تنگ شده!!!!!!!

گاهــی حجـم دلــــتنـگی هایــم

آن قــــــدر زیـاد میشود

که دنیــــا

با تمام وسعتش

برایـَم تنگ میشود …

دلتنــگـم …

دلتنـــــگ کسی کـــــه

گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از

حرکـت ایستـاد …

دلتنگ خودم  …

خودی که مدتهــــــــاست گم کـر د ه ام …

گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم !

حالا یک بار از شهر می رویم

یک بـــار از دیار …

یک بـــار از یاد …

یک بـــار از دل …

و یک بــــار از دســــت…


برچسب ها:دلم برای خودم تنگه، برای گذشته شادوخندانم، براخنده هاازته دل، حالم ازاین روزابدم میاد، خودی که مدتهــــــــاست گم کـر د ه ام …، ازتظاهر کردن این روزا، ازعالمو ادم،
[ شنبه 14 اسفند 1395 ] [ 06:30 ب.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

اسفند!!!!!!!


اسفند آمد...

و در جیب هایش...

بوی بهار بود...

و کمی غم... از گذر ناگزیر عمـــر...

در جیب جلیقه اش،حبه قند هایی بود تا کام سال کهنه را شیرین کند...

که نگیرد دلش...از رفتن که سهم همه است.... آدم ها...ماه ها... سال ها...

در جیب کتش کمی شادی بود...

کمی امید...کمی عشق...

آجیل مخلوط هر سال...

اسفند آمد و بر لبانش لبخند‌ گنگی بود...

طفلکی این اسفند را همه بی محلی میکنند...

آنقدر دلش میگیرد که نگـــو...

اما نجابتی ذاتی دارد...

به رویش نمیاورد و فقط لبخنــد میزند و متواضعانه سفره هفت سین میچیند...!


برچسب ها:اصلاشوقی براعیدندارم، برعکس هرسال،
[ جمعه 13 اسفند 1395 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

در حوالی این دنیا:

در حوالی این دنیا:

نه صادق به زندگی هدایت شد ،

نه فروغ از ناامیدی به امید رسید،

و نه سهراب قایقی ساخت تا به شهر رویاهایش رسد؛

قلم و کاغذ کارشان بازیست با ذهن ،

تا روزمان را به شب و ماهش دلخوش کنند؛

خوشبخت باشید ....

همان باشید که میخواهید...

اگر دیگران آن را دوست ندارند 

بگذارید دوست نداشته باشند...

ولی تو همیشه همانی باش که .

خودت دوست داری....


[ پنجشنبه 12 اسفند 1395 ] [ 06:11 ب.ظ ] [ شقایق ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]