❤ ❤دختـــــــــــــــــــــری از دیــــــــــــار بخـتـــیــــــــــــــــــاری❤ ❤

«از زندگی هر آن‌چه لیاقتش را داریم به ما می‌رسد، نه آن‌چه آرزویش را داریم»

تمام فعل هایم ماضی بعید اند,

این روزها

 

حال عجیبی دارم!


تمام فعلهایم در زمان آینده صرف می شوند


 و ماضی هایم بعید به نظر می رسند


از بس دور شده اند


و به اوراق بهادار خاطراتم پیوسته اند!


اوراقی که به قیمت جانم هم


نمی فروشمشان!


من از این ماضی های بعید


به حالهای عجیب


و آینده های صرف نشده رسیده ام...


ماضی بعیدم


چه زود صرف شد و رفت


چه زود مرا به حال خودم رها کرد...


چه زود از خنده ها یم سیر شد


و از گریه هایم خسته!


دلش را کودکیم برده بود


که پا به پایش دور تر شد؟


یا بزرگ شدنم دیدن نداشت


که چشمهایت را بست؟!


حالا که هر چه نبود شد


و هر چه بود رفت


 یک چیز همیشه همینطور خواهد ماند!


 من


آینده ام را


با اوراق بهادار خاطراتش تضمین کرده ام!


هر چه بادا باد...


این قرارداد


تا زنده ام


فسخ نخواهد شد


حتی اگر طرف قرار داد نباشد!



برچسب ها:مام فعل هایم ماضی بعید اند، خیلی خیلی بعید، دلم برای یک حال ساده تنگ شده،
[ پنجشنبه 24 فروردین 1396 ] [ 01:43 ق.ظ ] [ دختربختیاری ] [ نظرات() ]